تبلیغات
>Biology Convocation of DUBS - مرگ - ادامه قسمت اول

>Biology Convocation of DUBS

>>> انجمن زیست شناسی دانشگاه علوم پایه دامغان

دوشنبه 8 شهریور 1389

مرگ - ادامه قسمت اول

نویسنده: BCDS   طبقه بندی: زندگی، خبر، 



این عکس آلبوم آهنربای مرگ گروه متالیکاست که به نظرم خیلی طراحی قشنگی داره چون تابوت رو که نمادی از مرگ هست به عنوان آهنربایی ترسیم کرده که همه چیز رو _ حقایق رو ، واقعیت رو - به سمت خودش میکشه و از ناخالصی ها - دروغ و وهم - جدا می کنه -" توصیه می کنم حتما کالیگولا رو بخرید و بخونید ، واقعا کتاب قشنگ و پر محتواییه "

منبع مطالب زیر از پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام است و شماره های درون متن ، فهرست آیات و منابع است که در آخر همین پست آمده است 

منظور از مرگ طبیعی

خداوند برای انسان دو نوع مرگ قرار داده است که در قرآن از آنها به اجل یاد می شود؛ اول اجل بدون قید که به معنای وقت و عمر غیر حتمی است و دیگری اجل همراه با قید مسمی که به معنای مدت و عمر حتمی است،[7] بنابراین منظور از تعبیر "اجل مسمی" مرگ طبیعی است و با توجه به معنای طبیعی اینگونه معنا می­شود: «انسان با مرگی بمیرد که سرشت و ذات انسان اقتضاء می کند.»
توضیح اینكه؛ بسیارى از موجودات از نظر ساختمان طبیعى و ذاتى استعداد و قابلیت بقاء براى مدتى طولانى دارند، ولى در اثناء این مدت ممكن است موانعى ایجاد شود كه آنها را از رسیدن به حد اكثر عمر طبیعى باز دارد، در مورد یك انسان نیز چنین است اگر تمام شرائط براى بقاى او جمع گردد و موانع بر طرف شود ساختمان و استعداد او ایجاب مى‏كند كه مدتى طولانى عمر كند، که اگر چنین شد و سپس مرگ او را فرا گرفت به این مرگ، مرگ طبیعی می گویند.[8]
 
مرگ طبیعی در قرآن

چنانچه اشاره شد در قرآن کریم دو اجل برای انسان شمرده شده است که در تفسیر این دو اجل منظور از یکی را "مرگ ناگهانی" و دیگری را "مرگ طبیعی" دانسته اند، این تفسیر را از ابن عباس نیز نقل کرده اند؛[9] البته این یکی از الفاظی است که خداوند برای بیان این معنا استفاده کرده است و با یک تتبع در آیات می توان عباراتی دیگر نیز برای افاده این معنا در آیات قرآن کریم پیدا کرد مثلا در آیه ای از قرآن کریم خداوند می فرماید:
«وَ الَّذینَ هاجَرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا »[10]
«و كسانى كه در راه خدا هجرت كردند، سپس كشته شدند یا به مرگ طبیعى از دنیا رفتند.»
 
 که بسیاری از مفسران این دو مرگ را به معنای مرگ طبیعی و غیر طبیعی دانسته اند،[11] آیات دیگری نیز وجود دارد که در آنها از ماده موت و قتل در کنار هم استفاده شده است که مفسران آن را به معنای مرگ غیر طبیعی و طبیعی گرفته اند مانند: آیات (آل‏عمران/ 156)[12] و (الأحزاب/16)[13]. برخی از مفسرین کلمات دیگری نیز برای مرگ طبیعی در قرآن کریم ذکر کرده اند مانند ماده فوت.[14]
قرآن کریم در مطالب خود از مرگ طبیعی بهره ظریفی برده است:
«أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ »[15]
«هر جا باشید، مرگ شما را درمى‏یابد هر چند در برجهاى محكم باشید!»
 
ماده "موت" که برای مرگ طبیعی به کار می رود، برای انذار افراد استفاده شده است و نکته آن این است که انسان شاید بتواند با تلاش بسیار و برج های محکم، سدی در برابر مرگ های غیر طبیعی بسازد؛ اما مرگ طبیعی که منشأ آن درون انسان است قابل فرار نمی باشد؛[16] بنابراین مرگ طبیعی بسیار سزاوارتر است به اینکه به یاد آن باشیم و خداوند بسیار زیبا از این مرگ در این معنا استفاده برده است.
 
مرگ طبیعت

در قرآن کریم علاوه بر مرگی که برای انسان فرض شده است مرگی نیز برای دیگر موجودات در نظر گرفته شده است آنچه از آیات قرآن کریم به دست می آید این است که تمامی موجودات مانند زمین، خورشید و غیره از قانون مرگ استثناء نیستند و بعد از اتمام ذخائرشان به مرگ می رسند.[17]
 



منظور از مرگ ناگهانی
 
   منظور از ترکیب "مرگ ناگهانی" به گونه های گوناگونی بیان شده است برخی از مفسران مرگ ناگهانی را این گونه تبیین می کنند: تركیب خاصى كه ساختمان بدن آدمى را تشكیل مى‏دهد با همه اقتضاءات محدودى كه در اركان آن هست اقتضا مى‏كند كه این ساختمان عمر طبیعى خود را (كه چه بسا به صد و یا صد و بیست سال تحدیدش كرده‏اند) بكند، لیكن در اثر اسباب و موانعی که خارج از این بدن است انسان قبل از رسیدن به حد طبیعی حیاتش منقضی می شود که این همان "مرگ ناگهانى" است[11] و طنطاوى در توضیح آن گفته است منظور مرگ و میر بر خلاف انتظار می باشد.[12] برخی مرگ ناگهانی را به مرگ زودرس یا سکته تفسیر کرده اند.
 
مرگ ناگهانی در متون دینی

مرگ در قرآن کریم در قالب های لفظی مختلفی آمده است از جمله آنها می توان به ماده "موت"، "هلک"، "قتل" و "وفی" اشاره کرد.
در متون دینی مرگ ناگهانی گاه به عنوان مرگ بد و عاقبت برخی گناهان به شمار می رود و گاه خداوند جهت قدرت نمایی و موعظه مردم افرادی را به مرگ ناگهانی مبتلا می کند.
در قرآن اشاره به معنای مرگ ناگهانی به وسیله چند واژه بیان شده است که اکثرا بار منفی دارد و برای عذاب و تهدید به کار می رود، این واژه ها عبارتند از:
1اجل: اجل به معنای مهلت و برهه ای از زمان است که در قرآن کریم درباره انسان به کار رفته و منظور از آن مهلتی است که به انسان برای زندگی داده می شود.
2صاعقه: صاعقه در قرآن کریم درباره قوم عاد و ثمود به کار رفته است که برخی آن را به معنای مرگ ناگهانی گرفته اند[13] و برخی گفته اند معنای آن مرگ ناگهانی نیست؛ بلکه کنایه از مرگ ناگهانی می باشد.[14]
3.طوفان: برخی از مفسران مانند طبرسی نویسنده مجمع البیان[15] و رهنما در تفسیرش[16]و برخی از اهل لغت مانند مهریار در کتاب فرهنگ ابجدی[17] در میان معانی ای که برای این کلمه ذکر کرده اند یک معنای محتمل این کلمه در قرآن کریم را مرگ ناگهانی دانسته اند.
 
درس هایی از قرآن در رابطه با مرگ ناگهانی

قرآن چنانکه دیدید برای مرگ ناگهانی از الفاظ مختلفی استفاده و از این واقعه برای پند دادن و هدایت کردن آنها استفاده می کند: 
 
1. عبرت در مرگ حضرت سلیمان
قرآن کریم از مرگ عجیب و عبرت‏انگیز سلیمان پیامبر سخن مى‏گوید، و این واقعیت را روشن مى‏سازد كه پیامبری با آن عظمت، و حكمرانى با آن قدرت و ابهت، چگونه به آسانى جان به جان آفرین سپرد، و حتى پیش از آنكه تن او در بستر آرام گیرد چنگال اجل گریبانش را گرفت و به این صورت خداوند می تواند جان هر کس را که خواست هر چند قدرتمند و نیرومند باشد ناگهانی بگیرد.[18]
 
2. لزوم داشتن تقوا در همه مراحل زندگی
«وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » [19]
«و از دنیا نروید، مگر اینكه مسلمان باشید!»
 


مرگ طبیعی

[1]. ابن منظور، محمد بن مكرم‏؛ لسان العرب‏، بیروت‏، دار صادر، سال: 1414 ق‏، چاپ: سوم، ج‏2، ص 91
[2]. طریحى، فخر الدین؛ مجمع البحرین،‏‏ تهران،‏ كتابفروشى مرتضوى،‏ 1375 ش، چاپ: سوم ، ج‏1، ص 115
[3]. مصطفوى، حسن‏، التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‏، تهران‏، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‏، سال 1360 ش‏، ج‏11، ص 196
[4]. فراهیدى، خلیل بن احمد؛ كتاب العین‏، قم‏، انتشارات هجرت‏، 1410 ق،‏ چاپ دوم، ج‏2، ص 22 و مهیار رضا، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى‏، بی تا، بی جا ،576
[5]. ابن منظور، همان، ج‏8، ص 232
[6]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‏، دمشق، بیروت‏، دارالعلم الدار الشامیة، 1412 ق‏، چاپ اول، ص 515
[7]. بابایى، احمد على؛‏ برگزیده تفسیر نمونه،‏ تهران‏، دار الكتب الاسلامیه،‏ 1382 ش، چاپ سیزدهم، ج‏1، ص 575
[8]. مكارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه‏، تهران‏، دار الكتب الإسلامیة، 1374 ش‏، چاپ اول، ج‏5، ص 150
[9]. خسروی حسینی، سید غلامرضا؛ ترجمه وتحقیق مفردات الفاظ قرآن‏، تهران‏، انتشارات مرتضوی‏، 1375 ش‏، چاپ دوم، ج‏1، ص 154
[10]. الحج / 58
[11]. ن. ک. طباطبائی، علامه محمد حسین، ترجمه: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان‏، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‏ی مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، سال: 1374 ش‏، چاپ: پنجم، ج‏14، ص: 565
[12]. درباره این آیه ر. ک. طباطبائی، همان، ج‏4، ص: 85
[13]. درباره این آیه ر. ک. مترجمان‏، ترجمه تفسیر جوامع الجامع، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، مشهد، 1377 ش‏، چاپ: دوم، ج‏5، ص/ 108
[14]. ر. ک. جعفرى، یعقوب، كوثر، بی جا، بی تا، ج‏2، ص: 254
[15]. النساء / 78  
[16]. مكارم شیرازی، همان، ج‏4، ص: 19
[17]. قرشى، سید على اكبر؛ قاموس قرآن‏، تهران‏، دار الكتب الإسلامیة، 1371 ش‏، چاپ: ششم، ج‏4، ص:69 آیات در این باره لقمان/ 29، روم/8، احقاف/3، زمر/5 و فاطر/



مرگ ناگهانی

[1]. ابن منظور، محمد بن مكرم‏؛ لسان العرب‏، دار صادر، بیروت‏، سال: 1414 ق‏، چاپ سوم، ج‏2، ص 91
[2]. طریحى، فخر الدین؛ مجمع البحرین،‏‏ كتابفروشى مرتضوى،‏ تهران،‏ 1375 ش، چاپ سوم ، ج‏1، ص 115
[3]. مصطفوى، حسن‏؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‏، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‏، تهران‏، 1360 ش‏، ج‏11، ص 196
[4]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‏، دمشق، بیروت‏، دارالعلم الدار الشامیة، 1412 ق‏، چاپ: اول ج1 ص691
[5]. مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدى عربى- فارسى‏، بی تا، بی جا، ص: 189
[6]. مهیار، همان، ص: 9
[7]. همان، ص: 307
[8]. همان، ص:408   
[9]. همان
[10]. همان، ص:427   
[11]. طباطبائی، علامه محمد حسین؛ ترجمه: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان‏، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‏ی مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، 1374 ش‏، چاپ پنجم ، ج‏7، ص 10
[12]. عاملى، ابراهیم؛‏ تفسیر عاملى، تهران، انتشارات صدوق،‏1360 ش‏، ج‏8، ص 367
[13]. طالقانى، سید محمود؛ پرتوى از قرآن‏، شركت سهامى انتشار، تهران‏، 1362 ش‏، چاپ چهارم‏، ج‏1، ص 159 و مترجمان‏، ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران‏، انتشارات فراهانى، 1360 ش‏، چاپ اول‏، ج‏1، ص 181 و داور پناه، ابوالفضل؛ انوار العرفان فى تفسیر القرآن،‏ انتشارات صدر، تهران،‏ 1375 ش‏، چاپ اول‏، ج‏2، ص: 97
[14]. حسینى همدانى سید محمد حسین؛ انوار درخشان‏، كتابفروشى لطفى‏، تهران‏، 1404 ق‏، اول‏، ج‏1، ص 170
[15]. مترجمان، همان، ج‏10، ص: 24
[16]. رهنما، زین العابدین‏؛ ترجمه و تفسیر رهنما، انتشارات كیهان‏، تهران‏، 1346 ش‏، ج‏1، ص 630
[17]. مهیار، همان، ص: 586
[18]. مكارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه‏، تهران‏، دار الكتب الإسلامیة، 1374 ش‏، چاپ اول، ج18، ص42
[19]. آل عمران/102

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :