تبلیغات
>Biology Convocation of DUBS - مرگ - قسمت اول

>Biology Convocation of DUBS

>>> انجمن زیست شناسی دانشگاه علوم پایه دامغان

یکشنبه 7 شهریور 1389

مرگ - قسمت اول

نویسنده: BCDS   طبقه بندی: علمی، 

سلام
همونطور که قول داده بودم میخوام درباره مرگ بنویسم
خب چون این موضوع بحث زیادی رو می طلبه و فکر کنم حوصله خوندن متن طولانی رو ندارید توی چند تا پست این موضوع رو جمع می کنیم


امروز درباره معنای لغوی مرگ از دیدگاه قرآن صحبت می کنیم :
 منبع مطالب زیر از پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام است و شماره های درون متن ، فهرست آیات و منابع است که در آخر همین پست آمده است 

مرگ به معنای مردن است و لسان العرب آن را به "ضد حیات" معنا کرده است.[1] برخی مرگ را به معنای "سکون" گرفته اند.[2] التحقیق درباره معنای موت می گوید: مرگ نفی حیات است و حیات در هر چیز به مقتضای خصوصیات وجودیش است.[3] راغب در مفردات مرگ را پنج نوع می شمارد.[4]
 
مرگ در قرآن

   معنای مرگ در قرآن کریم در قالب لفظ های گوناگونی آمده است که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1.    ماده (م و ت) بیشترین کاربرد معنای مرگ در قرآن کریم را به خود اختصاص داده، ماده موت 165 بار در قرآن به کار رفته است.
2.    ماده (ق ت ل) مانند:
«قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ »[5]
«مرگ بر این انسان، چقدر كافر و ناسپاس است!»
 
 این ماده در قرآن کریم به معنای مرگ حدودا150ً بار به کار رفته است؛ البته این ماده در قرآن کریم 170 بار به کار رفته است که برخی از موارد آن به معنای جهاد و... می باشد، نه به معنای مرگ.
3.    ماده (ه ل ک) این ماده در قرآن کریم 68 بار به کار رفته است، و در بیشتر موارد به معنای مرگ است؛ مانند:
«وَ لَقَدْ جاءَكُمْ یُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَیِّناتِ فَما زِلْتُمْ فی‏ شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَكَ »[6]
«پیش از این یوسف دلایل روشن براى شما آورد، ولى شما هم چنان در آنچه او براى شما آورده بود تردید داشتید تا زمانى كه از دنیا رفت.»
 
نکته: در چند قرن اخیر (ه ل ک) برای مرگِ با حقارت به کار می رفت اما در عصر نزول قرآن چنین نبوده و خود قرآن نیز "هلک" را در مطلق مرگ به کار برده است نه مرگ با حقارت.[7]
4.    ماده (و ف ی) این ماده در 14 آیه برای مردن به کار رفته است، مانند آیه: 
«قُلْ یَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْت‏ »[8]
«بگو: فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده، (روح) شما را مى‏گیرد.»
 
"وفی" در اصل به معنای گرفتن به طور کامل است و به کار رفتن آن درباره مرگ می تواند به این دلیل باشد که مرگ نیستى و نابودى و فنا نیست، بلکه انتقال از عالمى به عالم دیگر است.[9]
5.    ماده (ص ع ق) برخی برای "صعق" همراه با معانی دیگری که در نظر گرفته اند، معنای مرگ را نیز بیان کرده اند. راغب در مفردات از قول برخی واژه شناسان می نویسد: واژه (صَاعِقَة) سه وجه دارد: (مرگ، عذاب، آتش )
  اما خود راغب در پاسخ آن می نویسد: آنچه كه ذكر شد در واقع نتایجى است كه از صاعقه حاصل مى‏شود؛ زیرا صاعقه صداى سهمگین و شدید از آسمان است و نتیجه آن آتش، عذاب یا مرگ است پس در واقع صعق یک معنا دارد و این ها نتایج آن است.[10]
 
نکات قرآنی درباره مرگ

   در فرهنگ قرآن حقیقت مرگ یک امر وجودی است نه عدمی. بر خلاف آنچه که از مرگ در اذهان است که می­گویند مرگ امری عدمی و نبودن چیزی است.[11]
  یکی دیگر از مسائل مرگ که قرآن کریم بسیار بر روی آن تأکید دارد، حقانیت مرگ است. در قرآن کریم از مرگ به یقین و حق یاد شده است تا دائما به انسان متذکر شود که مرگ حتما به سراغ او می آید و او باید درباره زندگی بعد از مرگ خویش تفکر کند.[12]
  قرآن به برخی از الفاظ یا معانی، جلوه ای تازه می بخشد معنایی جدا از آنچه که در زمان نزول داشته اند، یکی از این الفاظ، مرگ است، مرگ در نگاه مادی به معنای از کار افتادن حرکات اساسی بدن انسان، مثل حرکت قلب و تنفس و ... می باشد اما قرآن در فرهنگ خود گاهی برخی را مرده می نامد که از نظر فیزیولوژیكى زنده هستند مانند:
«إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى »[13]
«مسلّماً تو نمى‏توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى.»
 
  و گاه برخی را زنده می نامد که از نظر فیزیولوژیكى مرده می باشند مانند شهیدان که آنان را زنده می شمارد.[14]
   همه موجودات مرگ و نابودی دارند و تنها خداوند باقی و همیشگی است، در قرآن می فرماید:
«كُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »[15]
«همه چیز جز ذات (پاك) او فانى مى‏شود!»
 
    "وجه" از نظر لغت به صورت و قسمتى از بدن كه روبروى انسان قرار دارد گفته مى‏شود، اما هنگامى كه در مورد پروردگار به كار رود به معنى ذات پاك او است و واژه "هالك" از ماده "هلاك" به معنى مرگ و نابودى است؛ بنابراین آیه اشاره به فناى همه موجودات جز ذات پاك او مى‏كند، تنها ذاتى كه تغییر و فنا در آن راه ندارد و استقلال محض است ذات مقدس او است.[16]
بهترین مرگ قتل فی سبیل الله است.
«وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ * وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ»[17]
«اگر هم در راه خدا كشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خدا، از تمام آنچه آنها جمع آورى میكنند، بهتر است! * و اگر بمیرید یا كشته شوید، به سوى خدا محشور مى‏شوید.»
 
  در این آیه می گوید مرگ براى همه حتمى است و حشرِ همه در محضر خداوند نیز حتمى است، پس چرا بهترین نوع رفتن را با رضایت پذیرا نباشیم؟ امام حسین علیه السلام مى‏فرمایند:
          فان تكن الأبدان للموت انشئت          فقتل امرء فى اللَّه بالسّیف افضل‏
  اگر بدنها براى مرگ آماده شده‏اند، پس شهادتِ مرد در راه خدا با شمشیر بهترین مرگ است.[18]
 



پی نوشت :

  • «تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید! حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود می‌کند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب‌های زندگی نجات می‌دهد، و در ته زندگی، اوست که ما را صدا می‌زند و به‌سوی خودش می‌خواند.»
صادق هدایت، بوف کور

  • زندگی هر چه پوچ‌تر باشد مرگ تحمل ناپذیرتر می‌شود چون بایدبه یکباره نزول حقایق را تحمل کنیم



مرگ در قرآن

[1]. ابن منظور، محمد بن مكرم‏؛ لسان العرب‏، دار صادر، بیروت‏، سال: 1414 ق‏، چاپ: سوم، ج‏2، ص: 91
[2]. طریحى، فخر الدین؛ مجمع البحرین،‏‏ كتابفروشى مرتضوى،‏ تهران،‏ 1375 ش، چاپ: سوم ، ج‏1، ص: 115
[3]. مصطفوى، حسن‏؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‏، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‏، تهران‏، سال: 1360 ش‏، ج‏11، ص: 196
[4]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‏، دمشق، بیروت‏، دارالعلم الدار الشامیة، 1412 ق‏، چاپ: اول ،  ص: 782
[5]. عبس/17
[6]. غافر/34
[7]. قرشى، سید على اكبر؛ تفسیر احسن الحدیث‏، تهران‏، بنیاد بعثت،‏ 1377 ش‏، چاپ: سوم‏، ج‏5، ص: 169
[8]. السجده/11
[9]. مكارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه‏، تهران‏، دار الكتب الإسلامیة، 1374 ش‏، چاپ: اول، ج‏20، ص: 167
[10]. راغب اصفهانی، همان، ص: 485
[11]. مكارم شیرازی، همان، ج‏22، ص: 262
[12]. مكارم شیرازی، همان، ج‏22، ص: 266
[13]. نمل/80
[14]. مكارم شیرازی، همان، ج‏15، ص: 543
[15]. قصص /88
[16]. مكارم شیرازی، همان، ج‏16، ص: 191
[17]. آل عمران/ 157و158
[18]. قرائتی، محسن‏؛ تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگی درسهایی از قرآن‏، 1383، چاپ: یازدهم، ج‏2، ص: 183


نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :